تبليغاتX
حرفهایی ...... از زندگی -
آقا ما یک شاهکاری کردیم بی نظیر!!! پارسالی بعد مدتها یه بار دیگه به سرمون زد بشینیم درس بخونیم همینجوری ها (دلیل خاصی نداشت!!) از شما چه پنهون دکترا یه بار امتحان دادیم قبول نشدیم.. این شد که زد به سرمون یه فوق دیگه خلاصه شرمنده بشیم.. خلاصه تو هاگیر واگیر عاشق شدن و متاهل شدن درسمونم خوندیم و زد و دیدیم که مجاز شدیم به انتخاب رشته..اونم چه رشته ای!!! کلا در ایران ۵ تا بیشتر نمی خواست ما هم نفر هفتم بودیم!! ما رو میگی ... ما که اصلا فکرش هم نمیکردیم قبول بشیم! این همسر جان یه چیزی گفت که مطمئن باش قبولی!!

روزی که جوابا اومد من اصلا دلم نبود برم چک کنم ببینم قبول شدم یا نه... تا مهربان همسر زنگ زد که زود باش بگو شماره داوطلبی ات چنده..جوابا رو سایته...ما رو میگی ... بی خیال...حالا همسر جان هی استرس به ما منتقل کرد..بعد هم هی میگفت تو قبولی (این چه جور استرسیه من موندم- این از زبان همسر جان بود!!) خلاصه... حدس بزن چی شد!!! عصری اومدیم نشستیم پای اینترنت... تازه کلی گشتیم شماره داوطلبی رو پیدا کردیم... زدیم و دیدیم بعععععععععععععععععععععععععله... اسممون اونجاست... رشته امون انرژی معماری می باشد... اندر دانشگاه تهران!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و این شد که ما مجوز ورود از سر در پنجاه تومانی گنده دانشگاه تهران را در روز دوم مهر (چون اول مهر تعطیله) کسب کردیم...

از بچگی ما این ۵۰ تومانی گنده رو دوست داشتیم.. یادم میاد میرفتیم کتاب بخریم موقع دانشجویی.. هی با حسرت نگاش میکردیم میگفتیم چی میشه اگه بشه.... و شد... زد و شد....

یه مدت فکر کردیم بابا!! به ریشمون میخندن با یه فوق لیسانس اینهمه اهم و توروپ!!!!!!! دوباره بریم یه فوقش لیسانس دیگه بگیریم که چی؟؟!!! اما.... از انجا که ز گهواره تا گور دانش بجوی... ما هم قراره بریم ثبت نام...اینه که می بینید ما یه ذره کم پیداییم...واس خاطر همین چیزاس...

 

پی نوشت: این روزا بی طرفدار شدیم ما...کسی وبلاگ ما رو نمیخونه... سازمان هم خبری نیست ماه رمضونی تعطیلیه...همین روزا کاسه کوزه امو جمع میکنم میرم وبلاگ اصلی ام... از شما چه پنهون خیلی یاد اونروزی که بار اول رفتم دانشگاه می افتم... اونموقع هم ماه رمضون بود وقتی رفتم... جالبش اینه که روزی هم که اومدم سازمان هفته بعدش ماه رمضون بود... انگاری این ماه رمضون یه جورایی به سرنوشت ما وصله...

 

پی نوشت نرگسانه: نه جان من شما نمیگید چرا این پست اینهمه سه نقطه داره؟ علتش اینه که منوچهر خان سابق خان تنبل خان...نشسته اینچا دیکته میکنه... من بیچاره تایپ میکنم... مردسالاری رو داری؟؟؟!!!:دبییییییییییییییییییییییییی...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 22:29  توسط منوچهر سابق ! |